مقدمه

در گذشته مفهوم بین‌المللی‌سازی، پدیده‌ای حاشیه‌ای به‌حساب می‌آمد و بیشتر با جذب دانشجویان بین‌المللی شناخته می‌شد اما در نیم‌ قرن گذشته با گسترش عواملی همچون جهانی‌شدن، فناوری‌های نوین، بازاریابی بین‌المللی و رقابت‌پذیری بین‌المللی این پدیده بیشتر مورد توجه نظام‌های آموزشی کشورهای مختلف قرار گرفته است و تقریباً در تمامی مؤسسات آموزش عالی معتبر، بین‌المللی‌سازی از نقش کلیدی برخوردار بوده و فرآیند اعتباربخشی، ارزیابی درون ‌سازمانی، موافقت‌نامه‌های هدفمند و مشارکت درپژوهـش‌های بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته است .
علاوه بر این، امروزه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی به‌طور فزاینده در حال یافـتن جایـگاه جـهانی و ارائه خـدمات آمـوزشی در شـرایط بین‌المللی هستند که لازمه آن کسب ویژگی‌ها و صلاحیت‌های بین‌المللی است. بین‌المللی‌سازی آموزش از نظر صاحب‌نظران، معانی متفاوتی داشته و در نتیجه تنوع بسیاری در تعاریف این مفهوم وجود دارد. 

 در واقع امروزه بین‌المللی‌سازی یک پدیده منفعل و منزوی نیست بلکه واکنش و فعالیتی به نقش همیارانِ آموزش عالی در جامعه دانش ‌بنیان است  و اهمیتش از آن‌ جهت است که بسترهای جهانی را برای آموزش تغییر داده و سه بُعد اقتصاد، سیاست و فرهنگ را با مسائل علمی و دانشگاهی مرتبط کرده است به­‌طوری‌که در بُعد اقتصادی، بین‌المللی‌سازی به یکی از عوامل تأثیرگذار در تولید ناخالص داخلی کشورهای دانش بنیان مبدل شده است . در بُعد سیاسی، آموزش بین‌المللی ابزارِ گسترش نفوذ دیپلماتیک شده و بین‌المللی‌سازی به‌ عنوان یکی از مهم‌ترین ابعاد سیاست خارجی مورد توجه سیاست‌­مداران قرار گرفته است و در بُعد فرهنگی، بین‌المللی‌سازی عاملی مهم در تأثیرگذاری عمیق فرهنگی، تغییر دیدگاه‌های اجتماعی و نفوذ فرهنگی شده است. امروزه نه ‌تنها بین‌المللی‌سازی باعث تغییر نظام آموزشی شده بلکه خود آن‌هم با تغییرات بنیادین روبرو شده است، به‌طوری‌که منجر به شکل‌گیری راهبردهای جدیدی همچون بین‌المللی‌سازی در خانه و بین‌المللی‌سازی در خارج از کشور شده است. بین‌المللی‌سازی در خانه اصطلاحی است که بر جنبه‌های بین‌المللی در محیط دانشگاه تأکید دارد و ابعاد بین‌المللی بین فرهنگی فرآیند یاد­دهی- یادگیری و تحقیق، فعالیت‌های فوق ‌برنامه، مهارت‌های بین فرهنگی و ارتباط با گروه‌های فرهنگی را در سطح دانشگاه برجسته می‌کند و بین‌المللی‌سازی در خارج از کشور مرتبط با فعالیت‌های فرامرزی بوده و به موقعیت‌هایی اشاره دارد که استاد، دانشجو، برنامه ‌درسی، دانشگاه یا موسسه ارائه‌دهنده برنامه‌های تحصیلی فراتر از حریم‌های ملی مورد قضاوت قرار گیرد . در واقع مهم‌ترین اشکال بین‌المللی‌سازی شامل جابجایی دانشجویان، جابجایی کادر آموزشی، بین‌المللی‌سازی برنامه ‌درسی، گسترش واحدهای دانشگاهی فرامرزی، موافقت‌نامه‌های همکاری بین‌المللی، شبکه‌های دانشگاهی فراملیتی و انتقال مجازی فرامرزی است .

دانشـگاه‌های امروزی تحت تأثیر رویدادها و شرایط جهانی به نهادهایی برای تقویت مبادلات علمی و آموزشی میان ملل و فرهنگ‌های مختلف مبدل شده‌اند و این نقش تحت تأثیر دو پدیده هم­سو ولی متمایز؛ یعنی جهانی ‌شدن به معنی یکی شدن و بین‌المللی‌سازی به معنی همکاری و شریک شدن است.
در گذشته بین‌‌المللی‌‌سازی فعالیتی انفرادی تلقی می‌شد و به کل نظام آموزشی بی‌توجه بود اما امروزه بین‌‌المللی‌‌سازی فقط بر جابجایی بین‌المللی دانشجویان و اساتید متمرکز نیست بلکه حدود آن تمام اجزاء و عناصر نظام‌های آموزشی را شامل می‌شود و این حدود شامل حوزه‌های جابجایی علمی، بین‌المللی‌سازی در خانه، برنامه‌درسی و نتایج یادگیری، آموزش بدون مرز، فراساحلی، فراملیتی و فرامرزی، بین‌المللی‌سازی پژوهش و توسعه همکاری و ظرفیت‌سازی است. ضرورت بین‌المللی‌سازی آموزش‌های دانشگاهی از آن ‌جهت است که این پدیده بر کیفیت آموزش و موقعیت یک دانشگاه در کوتاه‌مدت و بلند‌مدت اثرات مثبتی دارد و رشد بازار‌کار بین‌المللی، تأکید روزافزون بر جامعه دانش‌بنیان، کاهش منابع عمومی اختصاص ‌یافته به آموزش و تأکید بر یادگیری مادام‌العمر بر اهمیت بین‌المللی آموزش‌های دانشگاهی افزوده است. به‌طورکلی بین‌المللی‌سازی ازآن‌جهت حائز اهمیت است که دانشگاه‌ها باید دانشجویانی را تربیت نماید که آماده کسب صلاحیت‌های بین‌المللی، فهم شرایط جهانی و گسترش ارتباطات بین‌المللی باشند و این مهم برای مشاغلی همچون مهندسی و پزشکی اهمیت فراوانی دارد چراکه فراگیران برای موفقیت در این حوزه‌ها لازم است به سطح استاندارد‌های بین‌المللی دست یابند . در واقع بین‌المللی‌سازی آموزش عالی فرایند ادغام ابعاد بین‌المللی، بین فرهنگی و جهانی در اهداف و کارکردهای (یاددهی- یادگیری، تحقیق، خدمات) دانشگاه است. همچنین باید توجه داشت که بین‌المللی‌سازی دانشگاه‌هایی که رویکرد نخبه‌پرور دارند با دانشگاه‌هایی که رویکرد جامع‌شدن دارند تفاوت‌هایی با هم دارند، به‌طوری‌که دانشگاه‌های نخبه‌پرور که دانشجویان با سطح بالای آموزشی را در چند زمینه تخصصی جذب می‌نماید، می‌توانند بر بین‌المللی‌سازی پژوهش‌ها تأکید بیشتری داشته باشند و دانشگاه‌های جامع که فرصت‌های آموزشی متعددی (مجازی، نیمه‌حضوری، روزانه، شبانه و ...) برای همه دانشجویان فراهم می‌نمایند، می‌توانند بر جذب دانشجویان خارجی تأکید بیشتری داشته باشند.
در نقشه جامع علمی کشور در راهبرد کلان  بر بین‌المللی‌سازی آموزش عالی و همکاری‌های علمی بین‌المللی اشاره شده است، درواقع با توجه به اشارات اسناد بالادستی و تغییرات چند دهه گذشته لازم است که، دانشگاه‌های علوم پزشکی در رسالت‌ها، مأموریت‌ها، اهداف و کارکردهای خود بازنگری‌هایی داشته باشند و بین‌المللی‌سازی آموزش عالی را به‌عنوان راهبردی استراتژیک در چشم‌اندازهای دانشگاهی بگنجانند تا از این راه بتوانند به گسترش وجهه بین‌المللی، صدور دانش و یافته‌های علمی، تبادلات دانشجویی، برطرف نمودن تنگناهای مالی و افزایش کیفیت آموزشی دانشگاه‌های علوم پزشکی کمک کند. با توجه به این شرایط، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدلی بومی برای بین‌المللی‌سازی دانشگاه‌های علوم پزشکی تدوین شده است.