مثبت و منفی دو برابر شدن ظرفیت پذیرش در رشته های پزشکی
اخیرا از سوی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی طرح دو فوریتی افزایش دو برابری ظرفیت پذیرش دانشجو در رشتههای علوم پزشکی از طریق کنکور سراسری و نیز تسهیل ورود دانشجو از خارج به داخل مطرح شدهاست. صرف طرح چنین موضوعی موجب شکلگیری بحث و جدلهای زیادی در فضای دانشگاهی، اجتماعی و سیاسی کشور شدهاست. موافقان و منتقدان این طرح هر یک با در نظر گرفتن پارهای معیارها و شرایط خاص به بیان دیدگاهها و نظرات خود پرداختهاند. از آنجا که طی یک دهه اخیر به دلایلی متعدد اشتیاق ورود به دانشگاههای علوم پزشکی برای دانشجویان وخانوادهها افزایش یافته است، این طرح باعث خوشحالی دانشآموزانی شده که حتی با وجود شایستگی به دلیل رقابت شدید پشت درب دانشگاهها ماندهاند. از سویی دیگر بخشی از منتقدان با در نظر گرفتن کمبودهای فعلی نظام آموزش عالی، نبود ظرفیت کیفی متناسب با تعداد دانشجو در دانشگاهها، بیکاری بخش عظیمی از فارغ التحصیلان دانشگاهی رشتههای علوم پزشکی، بیان میدارند که هر نوع افزایشی در پذیرش ظرفیت دانشجویان موجب ضرر و زیان های جبران ناپذیری در آینده میشود.
آنچه بدیهی است ذکر این نکته است که جذابیت رشتههای علوم پزشکی در چند سال اخیر منجر به گرایش بیش از پیش داوطلبان کنکور به این رشتهها و کم شدن متقاضی در رشتههای علوم انسانی و ریاضی شده که به طور قطع با مصالح ملیمان تناسب ندارد. در چنین شرایطی مساله ورود دانش آموزان به رشتههای پزشکی به عنوان سکوی پرتاب و جهش اجتماعی فرد، تبدیل به دغدغه و فشار روانی برای بسیاری از خانواده ها و فرزندانشان شدهاست و این درحالی است که هر نوع شکست و ناکامی در این رقابت، میتواند زمینهساز ضربات جبرانناپذیر روانی و اجتماعی برای کسانی باشد که ستون اصلی ارتقای منزلت شخصی و اجتماعی را تحصیل در رشتههای پزشکی دیدهاند. در چنین شرایطی طرح مساله افزایش پذیرش دانشجویان در رشتههای پزشکی هر چند به ظاهر جذاب و فریبنده بهنظر میرسد اما بدون درنظرگرفتن شرایطی، خود میتواند منجر به بحرانی جدی طی سالیان آتی شود.
نباید از این نکته غافل شد که سرانه تعداد پزشک در ایران حدودا ۱۱ نفر به ازای هر ۱۰۰۰۰ نفر است که نسبت به بسیاری از کشورهای توسعه یافته و حتی درحال توسعه عددی کمتر است اما بدون درنظر گرفتن بسترهای آموزشی و برنامهریزیهای اجتماعی و همچنین توجه به توسعه متوازن، در صورت افزایش پذیرش دانشجو، به باری بر دوش جامعه تبدیل خواهند شد. بخش مهمی از دلایل کمبود پزشک ناشی از توزیع نامناسب فارغالتحصیلان رشته پزشکی در کشور است که نیاز است برای این موضوع راه حلی جدی اندیشیدهشود. براین اساس برنامهریزی و تغییر سیاست در جذب دانشجو میبایست با آماده سازی زیرساختهای آن همراه باشد. در نظر گرفتن چهار عامل ظرفیت کمی و کیفی دانشگاههای علوم پزشکی کشور برای پذیرش دانشجو، وضعیت فعلی فارغالتحصیلان از نظر اشتغال، نیاز کشور و توجه به استانداردهای جهانی یکی از ضروریات بررسی این طرح است. در غیر این صورت با شرایطی مواجه خواهیم شد، که هماکنون بر بسیاری از رشتههای فنی و مهندسی، علوم پایه و علوم انسانی حاکم است. تعداد کثیری فارغ التحصیل، بدون توجه به بازار تقاضا که بعضا شاهد بیکاری نخبگان، اشتغال در کار و حرفه غیر مرتبط و پدیده خروج نخبگان از کشور بودهایم. بنابراین هر گونه تصمیمگیری در این زمینه باید با کار کارشناسی و در نظر گرفتن شرایط حاکم بر جامعه صورت پذیرد.
دکتر کریم همّتی
معاون حقوقی و امور مجلس وزارت بهداشت
صفحه اصلی دانشگاه